میهن کد

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان سکسي با مامان تو حموم
 

1 . اپیلیدی برای مامان – شهوانی
‎1 آوريل 2011 … و 2 تامون خابومن گرفت و بعد از 4 ساعت خواب نزدیک 9 شب شد به خاطر سکس رفتیم
حموم . تو حموم هم مامانم شروع کرد . بعد از حموم رفتیم تو اتاق ودستم رو گذاشتم رو سینه
هاش و اونم پاش رو لای پاهام و گفت اگه جنبه داشته باشی مثه امروز از حد نگذری . می
تونی وقتی موقعش رسید با دختر باشی . تا اون موقع باهم باشیم .
 

2 . atefeh – The Old Reader
‎من و مامان و کوهیار تو خونه بودیم که کاوه هراسون اومد گفت بعد مدرسه با بچه ها فوتبال https://theoldreader.com/profile/a3ec8eb52239ad6a578a9ba1بازی کردن و بعدش راه افتاده اومده خونه و کیفش رو یادش رفته با خودش بیاره. مامان
نشست رو … داشتم موهامو بالا می بستم که از تو آیینه دیدمش حوله پیچ از تو حموم اومد
بیرون. گفت کجا …. پشت بندش هم برایش داستان ساندویچی سامان گلریز را تعریف
کردم.
 

3 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 60 – انجمن لوتی
‎يكبار هم توو حموم از پنجره ديدمش . وقتي خودشو با صابوون ميشوست. وقتي صابوون
به كوونش ميزد. كوونش برق ميزد. پستوناش هم ليز ميشد. وقتي جلوش بهم ميشد خط
كسش پيداش ميشد. موهاي كسش رو جديدا زده بود. وقتي آب ميريخت به خودش آب از وسط
كونش ميريخت پايين. با خودم ميگفتم اگه تو حموم بودم تو اوون همه آب كردنه كوون مامانم
چه حالي …
 

4 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 69 – انجمن لوتی
‎خواهرم بهم گفت که دیشب چی بو می دیدی گفتم : گفتم که گفت شلوغ بعد رفت تو
اتاقش منم رفتم حاظر شم برم که دیدم از تو حموم صدام میکنه می گه شامپو بیار تموم شده.
منم بردم …. من بهش گفتم الان فقط دوست دارم باسه یه بارم شده با تو بخوابم یا سکس
کنم و مامان که نمیدونست چی بگه دستش رو از سینه هاش برداشت و گفت : تو بچه بودی
 

5 . داستان من و مامان مونا – انجمن های فارس پاتوق
‎19 آگوست … داستان منو مامان مونا داستان من و مونا داستان خوب من و مامانش سلام دوستای خوبم من باز
اومدم با داستان و خاطره یکی از بچه هایی که الان از دوستای خوبمه،… … هول و هوش ساعت ۱
اینا بود از خواب بیدار شدم دیدم مامانم هم همون موقع اومد گفتم: من حالم بد شد تو مدرسه
زودتر فرستادنم اومدم خونه. …. سكس من و خواهرم,; داستان سکسی مامان …
 

6 . دید زدن مامانم آتوسا | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … من سامان 19 سالمه و در شرق تهران ساکنم من زیاد از دختر و از این چیزا خوشم نمیاد و https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/دید-زدن-مامانم-آتوسا/بیشتر دنبال زنهای جا افتاده 35 تا 47 هستم یکی مثل مامانم. راستی مامانم آتوسا 45
سالشه و نسبتا هیکل خوبی داره با یه شکم نقلی که آرزومه که زیره شکمشو ببینی.
بگذریم. یه روز…
 

7 . دیازپام خوردن مامانم | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … من محمد هستم و 21 سالمه. این داستان که می خوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 2 ماهه https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/دیازپام-خوردن-مامانم/پیش.من خیلی سکس با فامیل رو دوست داشتم .نزدیک ترین کسیم که بهش دسترسی
داشتم مامانم بود.به هر نحوی که شده دیدش میزدم.تو رخت خواب. موقعه از حموم اومدن. خلاصه
هرجا که موقعیت داشتم.هر وقتم خونه…
 

8 . من و خاله ام | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … بالای دره حموم هم یه شیشه هستش که توی حموم کاملا پیداس.خالم هم معمولا جلوی من زیاد https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1-7/خودشو جمع و جور نمیکرد و از صحبتای مامانم فهمیده بودم که بین خواهر زاده هاش منو از همه
بیشتر دوست داره. موقعی هم که خواستم واسه اولین بار که از سفر اومدیم ببینمش منو
قشنگ تو سینه هاش فشار داد که سریع شق کردم. با خودم عهد کرده بودم که …
 

9 . سکس گروهی دکتر
‎20 سپتامبر … -شیطونی نکنی مامان -خیالتون راحت مواظبشیم -مرسی،خداحافظ شما -خداحافظ سریع در و hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272560.htmlبستمو رفتم تو -نهال جون من میرم بیرون خرید،چیزی نمی خواین؟ -نه عزیزم مواظب خودت
باش رفتم تو حموم قایم شدم و از لای در نیوشا و نهال و دیدم دارن میرن بالا،نهال با دستش
۱رو نشون داد،یعنی ۱ساعت دیگه باید میرفتم بالا،قرار بود تو این …
 

10 . Posted: 15 Nov 21:31
‎15 نوامبر … Posted: 15 Nov 21:31 ﮐﺎﺭﺑﺮ ﻣﻨﻮ ﺑﻬﺎﺭﻩ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺍﺳﻤﻢ ﺑﻬﺮﻭﺯﻩ ﻭ 28 ﺳﺎﻟﻤﻪ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﭘﺪﺭ ﻭ https://ok.ru/group/54831980085263/topic/65061966782479ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺗﻮ ﺟﺎﺩﻩ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﻡ ﻓﻮﺕ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﮐﻪ ﻫﺠﺪﻩ ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺷﺖ ﻗﻄﻊ ﻧﺨﺎﻉ … ﻭﻗﺖ
 







NS