به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان سک30 با خاله عشق خودم
 

1 . عشق خودم سلما | داستان سكسي
‎عشق خودم سلما. منتشرشده: ژوئن 25, 2011 در Uncategorized · 0. سلام به همه دوستان https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/عشق-خودم-سلما/شهوانی , من مهیار هستم 27 ساله از … وزنم 80.05 قدم 179 دو سالی میشه که به طور حرفه
ای … الان هم ازدواج نکرده عید خانواده عمه اینا با دوست خانواده گیشون رفتن مسافرت 29
اسفند رفتن تا 6 فروردین , شبا عمه بزرگه من که میشه خاله سلما پیشش میموند , شب
دوم …
 

2 . سه ضرب در دو
‎20 سپتامبر … راستش منم واسه این که از قافله عقب نمونم به شهین جون یعنی مادر زن گلم گفتم مامان hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272564.htmlمنم چه جلق ها که با تصور تن لختتو نزدم و چه شب ها که خواب تو رو ندیدم! ….. باور كنيد
خودم حتي اين داستان رو نخوندم و به جان مادرم قسم ميخورم كه از سكس با محارم در واقعيت
متنفرم ولي در داستان صرفا جهت تفريح ميخونم و از اعراب هم به توان …
 

3 . سکس گروهی دکتر
‎20 سپتامبر … -چشم پسرم خدا از بزرگی کمت نکنه -این چه حرفیه مادر جان،وظیفمه،بفرمایین رفت‌ و hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272560.htmlمنم پشت سرش رفتم که به نهال بگم بره،اما هرچی گشتم نبود،باز این منشی واسه خودش
رفت،ایندفه حالشو جا میارم تازه یادم افتاد یکی رو تخت منتظرمه،آخ آخ ببخشید خانومه .
.. تو که هنوز لباس تنته،چرا نکندیش؟ اخماش رفت تو هم -با من قهری؟
 

4 . معصومه خانم مامان امیر | شهوانی
‎20 سپتامبر … سلام اولین باری هست که خاطره مینویسم میخوام اولین سکسم با مامان دوستم رو بنویسم hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272557.htmlمنو امیر از بچگی باهم دوست بودیم ما تویکی از شهر های شمال زندگی میکنیم رابطه
خانوادگی هم باهم نداشتیم البته اینو بگم که من چند باری هم خواهر امیر رو روشلواری کرده
بودم اون مو قع من ۱۳سال داشتم وخواهرش ۹سال امیر هم خودش چند باری ما رو …
 

5 . خاله شدم | رسانه تی وی
‎2 … سکس با خاله و بلند شدم و با خودم گفتم دیگه وقتشه که مرحله ی نهایی و اصلی کار رو manodeltangihamm-blogfa.ghazalkhan.ir/page-922207.htmlانجام عاشق خاله جونم شدم; مامان ! خاله ! زشته1; بهناز 6; سکس خونوادگی آرزو 6; … خاله
میترا و مامانم خیلی با هم راحتن وقتیم که خیلی حشری می شدم میگفت راحت باش
داستان سکس با خاله مدتي بود كه از طريق اينترنت با حس فوت فتيشي …
 

6 . داستان من و خاله پریچهر و اشتباه بزرگ – کلوب دانشجویان
‎8 فوریه … «یه بار که خودم و خاله پریچهر توی خونشون تنها بودیم و شوهر خالم هم سر کار بود، طبق
معمول که خالم جلوی من راحت بود و لباس های خونگی پوشیده بود، ولی اصل ماجرا … خالم
گفت: من تو رو حتی بیشتر از شوهرم حسین دوست دارم ولی این دوست داشتن رو با هوا و
هوس اشتباه نگیر، من دوست دارم یک نوع عشق آسمانی نسبت به پسر …
 

7 . داستان سکس نسرین با آرش | داستان سکسی
‎14 جولای 2010 … گفتم هيچي يه دفعه گفت نسرين بذار يه سايت باحال برات بيارم يه سايت داستان https://iranaks.wordpress.com/2010/…/داستان-سکس-نسرین-با-آرش/سكسي ايراني آورد و خودش به بهونه دستشوئي رفت بيرون حدود 10 دقيقه من … و يه دفعه
انگار با فشار آبم از كسم زد بيرون اينقدر سريع كه نتونستم هيچ عكس العملي نشون
بدم قبلش با دوست پسرم عشق بازي كرده بودم ولي حتي اجازه نداده …
 

8 . داستان شوم تنها ماندن برادر و خواهر ناتنی در خانه! – روزپلاس
‎4 ا کتبر … ساغر ادامه داد: برای خواب به اتاقم رفتم و چون خسته بودم سریع خوابم برد هنوز زیاد roozplus.com/fa/…/داستان-شوم-تنها-ماندن-برادر-و-خواهر-ناتنی-در-خانهنگذشته بود که صدای نفس های کسی را در نزدیکی خودم احساس کردم تا چشم باز کردم
فریبرز را دیدم نگاهش فرق داشت ترسیدم و پرسیدم اینجا چه می کنی که خندید و گفت
حالا که خواهر و برادر نیستیم بهتره با هم دوست دختر و دوست پسر …
 

9 . عشق سر زده – خواهر زاده – Wattpad
‎Read خواهر زاده from the story عشق سر زده by sanam_bp (sanam) with 277 reads. …
داستان در مورد یه دختری ب نام پریا هستش که این دختر با شر و شیطون بودنش یه
اتفاقاتی رو ایجاد میکنه که . … با به یاد اوردن امروز سریعا از خواب بیدار شدم ، امروز
روزی بود که با خواهرم میخواستم برم سونوگرافی تا ببینیم این خواهر زاده ما حالش
چطوره.
 

10 . سکس گروهی با خواهرم شراره | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … سلام.من امیر هستم و 22 سالمه. راستش من توی تمام این مدتی که از زندگیم می گذشت هیچ https://parsgfx.wordpress.com/2010/…/سکس-گروهی-با-خواهرم-شراره/وقت با هیچ زن و دختری سکس نداشتم و همیشه حسرت یه سکس خوب رو تو دلم داشتم ولی
 







NS